امشب چه غوغا کردهای،
از سروده های استاد گرانقدر فیلسوف و تحلیلگر مسایل دینی پناهیان :
امشب چه غوغا کردهای، طوفان چه برپا کردهای * در ســرزمین سینه ام، دل را چـو دریـا کـردهای
گاهی به مدّم می کِشی گاهی به جزرم می کُشی * ای مــاه پــر افـسون، مــرا پائین و بالا کردهای
آی و تنی بر آب زن، چـرخی در ایـن گرداب زن * آیـا بـه عـمرت اینچنین مـوجی تماشا کـردهای
پا در رکاب موج بر، با خود مرا در اوج بــر * آی و وفا کن در کنار عهدی که با ما کردهای
بردی ببر این آبرو دیگر چه سود از گفتگو * از آبروی من عـجب ابـری مـهیا کـردهای
شد رعد و برق ابر من یعنی سر آمد صبر من * باران که می بارد بیا من را تو رسوا کردهای
دریای من آرام گیر از عکس رویش کام گیر * مه در بغل کی آیدت دلخوش چه بی جا کردهای
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۱۲/۰۱ ساعت توسط محمد علی فاطمی احسان
|