جهت محفوظ ماندن از زلزله

     جهت محفوظ ماندن از زلزله

    سوره : فاطر آیه : 41

 -- إِنَّ اللَّهَ يُمْسِكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ أَن تَزُولَا وَلَئِن زَالَتَا إِنْ أَمْسَكَهُمَا
 
مِنْ أَحَدٍ مِّن بَعْدِهِ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا   ---
 
 

حرفهای آدمها را باش !!!!!!!

دلگیر نشو از حرف آدمها --------

بعضیشان مدتهاست عادت کرده اند ------

به هوای بارانی بگویند :  هوا خیلی خرابه ............

راه توبه واقعی

راه توبه واقعی:
 
توبه مساله ای است عظیم٬ و برنامه ایست بزرگ٬ حقیقتی است فوق العاده٬و واقعیتی است ملکوتی و عرشی.
 
توبه به اینکه انسان استغفر اللهی بگوید و در باطن اندکی دچار حیا شود٬و در جلوت یا خلوت اشکی بریزد حاصل نمیشود .

بسیارند مردمی که بدین صورت توبه می کنند٬ولی پس از اندک

مدتی به همان گناهانی که آلوده بودند باز میگردند!  بازگشتن به گناه

بالاترین دلیل این معناست که توبه ی حقیقی حاصل نشده٬ توبه واقعی٬انچنان مهم و با عظمت است که قسمت عمده ای از ایات قران و معارف الهی به ان اختصاص یافته است. حال به بررسی توبه ی واقعی از دیدگاه امام علی(ع)

میپردازیم امام به شخصی که به عنوان توبه جمله ی استغفر الله را

به زبان جاری کرد٬فرمودند:مادر بر عزایت بگرید٬میدانی توبه چیست؟

توبه درجه علیین است٬ و ان اسمی است واقع بر شش معنا:

۱)پشیمانی بر انچه که گذشت

۲)تصمیم جدی بر بازنگشتن به گناه

۳)ادا کردن حقوق مردم به مردم

۴)ادای واجبات ضایع شده

۵)اب کردن گوشتی که بر گناه به بدن روییده تا جایی که اثری از ان گوشت بر استخوان نماند٬و گوشت تازه در حال عبادت بین پوست و استخوان بروید.

۶)چشاندن رنج طاعت به بدن٬چنانکه لذت معصیت به ان چشانده شد٬

پس از عبور از این شش مرحله بگو:استغفرالله. تائب باید به

حقیقت توبه کند٬و عزمش برای ترک گناه جزم باشد٬و نیت

بازگشت به گناه از صفحه ی دلش برای همیشه زدوده شود٬

و به امید توبه ی دوباره و سه باره و صد باره وارد گناه نگردد٬

که این امید بدون شک امیدی شیطانی  و حالتی مسخره است٬

امام هشتم(ع)در روایتی می فرماید:

*کسی که به زبان استغفار کند ولی به قلب پشیمان نباشد٬

خود را مسخره کرده!*

چادری ها زهرایی نیستند !  اگر

برگرفته از وبلاگ زیبای شمیم یاس 

چادرے ها زهــــــــرایے نیستند!

اگر پهلویشان درد دین نداشته باشد…

چادرے ها زهــــــــرایے نیستند!

اگر عدو را با سیاهے چادرشان به خاک سیاه نکشانند…

چادرے ها زهــــــــرایے نیستند!

اگر سیاهے چادرشان حرمت خون شهیدان را
به عالمیان ننمایاند…

چادرے ها زهـــــــــرایے نیستند!

اگر منتظـــــــــر یوسف گمگشته اے نباشند…

چادرے ها زهــــــــرایے نیستند!

اگر فکرشان،هدفشان،راهشان،نگاهشان،
 
عشقشان و حجابشان فاطمےنباشد…
 

زیر رگبار تازیانه و باد !  دوستی را نمی برم از یاد !

شعر دو کاج

در کنار خطوط سیم پیام              خارج از ده دو کاج روئیدند
سالیان دراز رهگذران                  آن دو را چون دو دوست میدیدند
یکی از روز های سرد پاییزی         زیر رگبار و تازیانه باد
یکی از کاج ها به خود لرزید          خم شدو روی دیگری افتاد
گفت ای آشنا ببخش مرا             خوب درحال من تامل  کن
ریشه هایم زخاک بیرون است       چند روزی مرا تحمل کن
کاج همسایه گفت با تندی           مردم آزار از تو بیزارم
دور شو دست از سرم بردار          من کجا طاقت تورا دارم
بینوا راسپس تکانی داد               یار بی رحم و بی مروت او
سیمها پاره گشت و کاج افتاد       برزمین نقش بست قامت او
مرکز ارتباط دید آن روز                 انتقال پیام ممکن نیست
گشت عازم گروه پی  جویی         تا ببیند که عیب کار از چیست
سیمبانان پس از مرمت سیم       راه تکرار بر خطر بستند
یعنی آن کاج سنگدل را نیز          با تبر تکه تکه بشکستند
     
و حال نسخه جدید این شعر زیبا

دو کاج نسخه جدید

در كنار خطوط سيم پيام                خارج از ده دو كاج روئيدند
ساليان دراز رهگذران                    آن دو را چون دو دوست مي‌ديدند
روزي از روزهاي پائيزي                  زير رگبار و تازيانه باد
يكي از كاج ها به خود لرزيد            خم شد و روي ديگري افتاد
گفت اي آشنا ببخش مرا               خوب در حال من تأمل كن
ريشه‌هايم ز خاك بيرون است         چند روزي مرا تحمل كن
كاج همسايه گفت با نرمی            دوستی را نمی برم از یاد
شاید این اتفاق هم روزی              ناگهان از برای من افتاد
مهربانی بگوش باد رسید               باد آرام شد، ملایم شد
کاج آسیب دیده ی ما هم              کم کمک پا گرفت و سالم شد
میوه ی کاج ها فرو می ریخت         دانه ها ریشه می زدند آسان
ابر باران رساند و چندی بعد            ده ما نام یافت کاجستان


شاعر: محمد جواد محبت،  همان شاعر دوکاج

قرآن بخوانید

 و هرگز فکر نکنید خواندن آن بدون تدبر فایده ندارد

که این از وسوسه های شیطان است .

امام خمینی رحمه الله

موی بشکافی به عیب دیگران

چون به عیب خود رسی کوری در آن  ؟

مسجدی کز حرام برسازی

عاقبت ! خر در آن کند بازی

اگر خدای نباشد

ز بنده ای خوشنود !!!!!  

 شفاعت همه پیغمبران ندارد   سود

از دست بوس ،

میل به پابوس کرده ای ؟؟؟؟؟؟؟؟

خاکت بسر  ترقی معکوس کرده ای !!!!!!!!!!!!!!