توجه :  عزیزان این پست ثابت است

... وَ مَن يتّقِ اللهَ يَجعَل لَه مَخرَجا و يَرزُقه مِن حَيثُ لا يَحتَسِبُ و مَن يَتوکل عَلَي اللهِ فهُو حسبُه انَّ اللهَ بالِغُ اَمره قد جَعَلَ اللهُ لِکُلِّ شي ءٍ  قَدرا  *  کلام الله - ۲ و ۳ طلا

اصالت 7

اصالت هفت ESALAT 7

ماکاروانیم و دنیاست کاروانسرا

در کاروانسرا نکند کاروان سرا

سیزده رجب مبارک

Related image

روزی

💜💜💜می گفت : بچه که بودم روزی را غذا و اطعام میدانستم ...
         ❤️بزرگتر که شدم  روزی را منزل و امکانات زندگی می دانستم ...
       💛 بعد ها آموزش ها دیدم و  فکر کردم  و روزی را توفیق عبادت و زیارت و اطاعت خدا می دانستم ..
 💚و الان بعد از سی سال تفکر و تجربه و آموزش ...روزی را در رسیدن به  فهم معنوی پرستش خدا یاد مرگ و مفید بودن  برای خلق خدا می دانم .
🌿☘️🌿☘️🌿☘️🌿☘️🌿☘️

مراتب تلاوت قرآن کریم

قرائت آيات قرآن 4 مرتبه دارد : 



 تلاوت ترتيل 



 تلاوت تحدير

بمعناي سرعت گرفتن و از سراشيبي به پائين آمدن مي‌باشد که مستلزم ازدياد سرعت است.در اصطلاح قرائت، عبارت است از خواندن قرآن با سرعت زياد همراه با رعايت احکام تجويد.بديهي است که در اين حال احکام تجويدي با دقت و ظرافت روش پيشين، رعايت نخواهند شد اما بهرحال نبايد قواعد قرائت دچار اخلال فاحش گردد.
«
حدر» روش کساني است که مدّ منفصل را به «قصر» خوانده‌اند مانند: ابن‌کثير، قالون
...
 تلاوت تدوير

حالتي است بين تحقيق و حدر به بيان ديگر، نوعي قرائت است نه به سرعت «حدر» و نه به کُندي «تحقيق». اکثر اهل اداء، اين روش را اختيار کرده‌اند.در فايده مراتب مختلف قرائت آمده است:کساني که به تحقيق خوانده‌اند، اين روش را بهترين راه براي اداء قواعد تجويدي و تدبر در معاني مي‌دانند هر چند که در نتيجه آن، آيات کمتري خوانده شود.اما آنان که قرائت «حدر» را اختيار کرده‌اند بر اين عقيده‌اند که مطابق فرموده خداوند «مَنْ جاءَ بِالحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ اَمْثالِها» پس هر چه قرآن سريعتر خوانده شود، کلمات بيشتري تلاوت خواهد شد و بدين ترتيب اجر بيشتري عايد قاري خواهد شد!حال آنکه در کتاب خدا آمده است:«وَ قُراناً فَرَقناهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَي النّاسِ عَلي مُکْثٍ» و يا «کِتابٌ اَنْزَلناهُ اِلَيکَ مُبارَکٌ لِيَدَّبَّروا اياتِهِ» .با توجه به تمامي مطالب فوق، مي‌توان گفت ترتيب قرائات (از کند به تند) عبارتست از:
تحقيق ـ ترتيل ـ تدوير ـ تحدير

ترتيل در لغت عبارت است از «نظم و ترتيب در کلام». «رَتَّلَ الْکَلام» يعني: سخن را خوب بيان کرد ـ قواعد سخن را مراعات نمود.ترتيل در اصطلاح قرائت عبارت است از: خواندن قرآن بطور منظم و با تأنّي و شمرده و همراه با تدبّر در معاني، بطوريکه تمامي قواعد رعايت شود.تلاوت تحقيق
تحقيق در لغت به معناي «مبالغه در انجام چيزي بدون کمي و زيادي» و «رسيدن به حقيقت شيء» آمده است.در قرائت قرآن، «تحقيق» عبارت است از خواندن قرآن با حداکثر آرامش و تأنّي حتي «آهسته‌تر از قرائت به ترتيل»، همراه با اشباع مدها، تحقيق همزه‌ها، اتمام حرکات، تحقيق مخارج حروف و ... که همه اينها در سايه قرائت آيات با حداقل سرعت، ميسر است. قرائت تحقيق، طريق ورش از نافع، عاصم و حمزه بوده و روشي است که از آن جهت تعليم قرائت به شاگردان و همچنين تمرين و رياضت زبان براي فراگيري و اداء کامل قواعد تجويدي، استفاده مي‌شود.تلاوت بصورت تحقيق به سه گونه اجرا مي‌شود:

1
ـ تحقيق مجلسي: در اين روش قاري در مجلس باحضور تعدادي مستمع شروع به تلاوت قرآن مي‌کند و اين‌گونه تلاوتها با تشويق حضار در مجلس همراه است بطوري که در اغلب تلاوتهاي مجلسي صداي تشويق مستمعين به گوش مي‌رسد
.

2
ـ تحقيق استوديويي (درسي، ساده): در اين‌گونه تلاوت‌ها قاري به تنهايي در استوديو (فضايي بسته) شروع به تلاوت قرآن مي‌کند، بنابراين اين‌گونه تلاوتها بدون تشويق و صداي مستمع مي‌باشد. تلاوت تحقيق استوديويي در زمانهاي متفاوت از 3 دقيقه تا بعضاً 60 دقيقه اجرا مي‌شود و اغلب اين تلاوتها جنبة آموزشي نيز دارد، زيرا کلية ضوابط يک قرائت استاندارد با حضور کارشناسان برجستة قرآني در آن لازم‌الاجراست.اکثر تلاوتهاي تحقيق درسي در دو زمان 15 يا 30 دقيقه اجرا مي‌شود
.

3
ـ تحقيق ترتيبي مجلسي: در اين‌گونه تلاوت‌ها قاريان قرآن به ترتيب از اول تا آخر قرآن در زمان و آيات مشخص (از قبل تعيين شده) در مجلس با حضور مردم در ساعتي معين شروع به تلاوت مي‌کنند و الزاماً مي‌بايست قطعة تعيين شده کامل و بدون کم و کاست اجرا شود، اين نوع تلاوتها سالهاست قبل از اذان صبح در کشور مصر توسط قاريان برجستة مصر هر روز اجرا مي‌شود
تحقيق ـ ترتيل ـ تدوير ـ تحدير 

گول   شاعر : فریبا شش بلوکی

گول

 بیخودی خندیدیم

که بگوییم دلی خوش داریم

بیخودی حرف زدیم

که بگوییم زبان  هم داریم

*

و قفس هامان را

زود زود رنگ زدیم

و نشستیم لب رود

وبه آب سنگ زدیم

*

ما به هر دیواری

آینه بخشیدیم

که تصور بکنیم

یک نفر با ماهست

*

ما زمان را دیدیم

خسته در ثانیه ها

باز با خود گفتیم

شب زیبایی هست!

*

بیخودی پرسه زدیم

صبحمان شب بشود

بیخودی حرص زدیم

سهممان کم نشود

*

ما خدا را با خود

سر دعوا بردیم

و قسم  ها خوردیم

ما به هم بد کردیم

ما به هم بد گفتیم

*

بیخودی داد زدیم

که بگوییم توانا هستیم

و گرفتیم کتابی سر دست

که بگوییم که دانا هستیم

*

بیخودی پرسیدیم

حال همدیگر را

که بگوییم محبت داریم

بیخودی  ترسیدیم

از بیان غم خود

و تصور کردیم

که شهامت داریم

*

ما حقیقت هارا

زیر پا له کردیم

و چقدر حظ بردیم

که زرنگی کردیم

*
روی هر حادثه ای

حرفی از پول زدیم

از شما می پرسم

ما که را گول زدیم 

صدر روز جمعه یعنی ...؟

صدر نهار جمعه که فضیلت نماز جناب جعفر میباشد چه موقع از روز جمعه میباشد؟

نماز جعفر طیار را در هر وقتی از شبانه‌روز می‌شود خواند ، اما بهترین زمان  

خواندن آن روز جمعه بعد از بالا آمدن آفتاب  ست.  

یعنی تقریبا دو ساعت بعد از طلوع آفتاب ، تا هنگام ظهر که آفتاب کاملا بالا آمده است.

کسانی که با زیبایی ها زندگی می کنند 30 ویژگی دارند

دکتر محمود سریع‌القلم، در یادداشتی کوتاه که در وبسایت خود منتشر کرده است 30 ویژگی افرادی که با زیبایی‌ها زندگی می‌کنند را برشمرده است.

۱-به قلب خود مرتب سَر می‌زند؛

۲-برای فردی که وقت شناس است، هدیه می‌خرد؛

۳-از چیده شدن مرتب میوه‌ها در مغازه، لذت می‌برد؛

۴-از حیله کردن پرهیز می‌کند چون به سهم خود در طبیعت اعتماد دارد؛

۵-مخالفین خود را با احترام خطاب می‌کند؛

۶-از فردی که با همۀ مرام‌ها سازگار است، فاصله می‌گیرد؛

۷-چندین حلقه دوست دارد: از نزدیک‌ترین تا نوروز به نوروز؛

۸-هیچوقت و درهیچ شرایطی، فریاد بر نمی‌آورد؛

۹-به کسانی که در هنر، علم و ادبیات خلاقیت دارند، بسیارتوجه می‌کند؛

۱۰-با رفتارهای ریز و درشت سعی می‌کند اعتماد دیگران را جلب کند؛

۱۱-هر چند وقت یکبار به تماشای غروب می‌رود؛

۱۲-وقتی ورزش او تمام شد، خلقت را سپاس می‌گوید؛

۱۳-اشتباهات دیگران را در جمع مطرح نمی‌کند؛

۱۴-ساعت‌ها به رفت و آمد مورچه‌ها در انتقال آذوقه، نگاه می‌کند؛

۱۵-با گل‌ها، صحبت می‌کند؛

۱۶-بدون آنکه شبنم از هم بشکافد، آن را برمی‌دارد؛

۱۷-آنقدر وظیفه شناس است، به ندرت شخصی به او تذکر می‌دهد؛

۱۸-اصرار نمی‌کند؛

۱۹-از کسانی که عمر خود را صرف حفظ سمت کرده‌اند؛ فاصله می‌گیرد؛

۲۰-تمام زندگی خود را صرف پول درآوردن نمی‌کند؛

۲۱-با راه رفتن در جنگل، غرق صدای خزان می‌شود؛

۲۲-هر وقت می‌خواهد غیبت فردی را شروع کند به خود می‌گوید: کره زمین یک نقطه از کل کهکشان‌هاست؛

۲۳-با سکوت کلامی و رفتاری کوشش می‌کند تا ناسزاگویان را متوجه عمل خود کند؛

۲۴-مبهوت نقوش و رنگ‌آمیزی ابرها نزدیک به غروب است؛

۲۵-چون به خود احترام می‌گذارد همه جا یک شخصیت دارد؛

۲۶-انواع روش‌های غیر واکنشی را برای تحمل جهل به‌کار می‌گیرد؛

۲۷-برای شنیدن صدای آب رودخانه، وقت می‌گذارد؛

۲۸-اطرافیان عموماً می‌دانند او چه کارهایی انجام نمی‌دهد؛

۲۹-دو برابر مقداری که حرف می‌زند، کتاب می‌خواند و یک دهم آن، فکر می‌کند؛

۳۰-مبهوت راه رفتن آرام حشرۀ بسیار کوچک روی دست خود است.

سپاسگزار یا سپاسگذار املای صحیح کدام است

سپاسگزار   یا   سپاسگذار    املای صحیح کدام است

اگر سری به شبکه های اجتماعی، تالارهای گفتگو یا نظرات سایت ها بیندازیم متوجه اشتباهات تایپی و املایی زیادی می شویم.

یکی از این غلط های املایی، کلمه سپاسگزار است.

توضیحات تکمیلی: واژه سپاسگزارم اگر با املای سپاسگذارم نوشته شود، غلط است. چه راهکاری برای به خاطر سپردان املای صحیح سپاسگزارم پیشنهاد می شود؟

در فارسی دو ریشه نزدیک به هم از نظر املایی وجود دارد:

گزاردن و گذاشتن. – گزاردن به معنای انجام دادن فعلی است (مانند نمازگزار به معنی به جای آورنده‌ نماز) – و گذاشتن به معنای قرار دادن چیزی در جایی یا وضع کردن و بنیان نهادن چیزی (مانند گذاشتن کتاب در کتابخانه یا قانون گذاری) از آنجایی که سپاسگزار به معنای به جای آوردن سپاس و تشکر می باشد، پس املای صحیح آن با واژه گزار صحیح است.

(سپاسگزار صحیح است)

در یک نصف روز ....

نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روز

دانش‌آموزان عالم را همه دانا کند


ابتدا قانون آزادی نویسد بر زمین

بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند …

.

در این عمری که میدانی
فقط چندی مهمانی،به جان و دل
تو عاشق باش رفیقان را مراقب باش،
مراقب باش تو به آنی،دل موری نرنجانی،
که در آخر تو میمانی
و مشتی خاک که از آنی،
دلا یاران سه قسمند گر بدانی؛
زبانی اند و نانی اند و جانی!
به نانی نان بده از در برانش،
محبت کن بیاران زبانی،ولیکن یار جانی را
نگه دار؛به پایش جان بده تا میتوانی...!

شهید آوینی در تاکسی ....

از نوشته های زیبای شهید آوینی:

سوار تاکسی بین شهری شدم، مسیرم تهران بود.
اصلا با راننده درباره مقدار کرایه صحبتی نکردم از بابت پول هم نگران نبودم
اما وسط راه که بیابان بود، دست کردم تو جیب راست شلوارم ولی پول نبود…! جیب چپ نبود… جیب پیرهنم!
نبود که نبود … گفتم حتما تو کیفمه!
اما خبری از پول نبود…
به راننده گفتم: اگر کسی رو سوار کردی و بعد از طی یک مسیری به شما گفت که پول همراهم نیست، چیکار میکردی ؟!!
گفت: به قیافه اش نگاه می کنم!

گفتم : الان فرض کن من همان کسی باشم که این اتفاق براش افتاده…!!! یکدفعه کمی از سرعتش کم کرد و نگاهی از آینه به من انداخت
و گفت : به قیافه ات نمیاد که آدم بدی باشی ، می رسونمت … .

خدای من!
من مسیر زندگی ام رو با تو طی کردم به خیال اینکه توشه ای دارم
اما الان هرچه نگاه می کنم ، می بینم هیچی ندارم، خالیه خالی ام …
فقط یک آه و افسوس که مفت عمرم از دست رفت …

خدایا ما رو می رسونی؟؟؟ یا همین جا وسط این بیابان سردرگمی پیاده مون میکنی؟؟؟
الهی و ربی من لی غیرک ...

زندگی مثل یک فنجان قهوه


زندگـــی در حقیقت مثــل قهـــــوه ســــــت

سیـــــاه و تلــــــــخ و داغ

اما میشه توش شیر ریخت تا روشن بشه

میشه توش شــــکر ریخت تا شیرین بشه

و میشه کمی صبـــــر کرد تا خنک تر بشه

جای چشم ابرو نگیرد ...

« صائب تبریزی »
مایهِ اصل و نَسَب در گردش دوران زَر است  
 
دائمآ خون میخورد تیغی که صاحب جوهر است

کُره اسب ، از نجابت از پس مادر رود  

کُره خَر ، از خریت ، پیش پیشِ مادر است 

دود اگر بالا نشیند کسرِ شأن شعله نیست  

جای چشم ابرو نگیرد گرچه او بالاتر است 

 

شصت وشاهد هردو دعوای بزرگی میکنند  

 پس چرا انگشت کوچک لایق انگشتر است ؟ 

 

آهن و فولاد از یک کوره می آیند برون  

 آن یکی شمشیر گردد دیگری نعِلِ خر است 

 

گر ببینی ناکسان بالا نشینند صبر کن  

روی دریا کف نشیند ، قعر دریا گوهر است .

خانمانساز .........

خانمانساز شود همت حامی گاهی

می شود حرف نکو صوت سپاهی گاهی

گر مقدر بشود پای به عرفان ببرد

عاصی بی خبر خفته به راهی گاهی

نگه مادر موسی و توکل در دل

صد بلا دور کند شکر نگاهی گاهی

چونیاز است به تو! می روی سمت خدا

گر به اخلاص دهی ذره ی کاهی گاهی

گر محبت به طمع باشد و منت ، هشدار

که چنین شوق ثوابیـست ، گناهی گاهی

گر به تو ظلم زیاد است علی یاد آور

راز دل را تو بگو ، بر سر چاهی گاهی

دارم امید به زهرای مـطهـر شاید

که به دریاست مرا ، موج , پناهی گاهی

سروده مهدی دهقانی دهج بر وزن شعر باشکوه ((خانمانسوز )) معینی کرمانشاهی رحمت الله علیه

خـــانمانـــــسوز بود آتـــــش آهـــــی گاهـــــی!

خانمانـسوز بود آتـــــش آهـــــی گاهـــــی  ناله ای میشکند پشت سپاهی گاهی

گر مقـدّر بشود سـلک ســــلاطــین پویـــد    سالک بی خــــبر خفـته براهــی گاهی

قصه یوسف و آن قوم چه خوش پنـدی بود    به عزیزی رسد افتـــاده به چاهی گاهی

هستی ام سوختی از یک نظر ای اختر عشق    آتـــش افروز شود برق نگــــاهی گاهی

روشنی بخش از آنم که بسوزم چون شمع   رو سپیدی بود از بخت سیاهی گاهی

عجبی نیـست اگر مونس یار است رقـیب    بنشـیند بر ِ گل، هرزه گیــــاهی گاهی

چشـم گریـــــان مرا دیدی و لبخـــــند زدی   دل برقصد به بر از شوق گنـاهی گاهی

اشک در چشـم ، فریبـــنده ترت میـــبینـم  در دل موج ببـــــین صورت ماهی گاهی

زرد رویــــی نبــــود عیـــــب، مرانم از کوی  جلـــوه بر قریه دهد، خرمن کاهی گاهی

دارم امیّـــــد که با گریه دلــت نرم کنـــــم  بهرطوفان زده، سنگی است پناهی گاهی

معینی کرمانشاهی