هفت آیه شفا در قرآن

در قرآن 7 آیه وجود دارد که به آنها آیه های شفا گفته می شد. قرائت این هفت آیه برای شفای بیمار توصیه شده است و آن آیات به شرح زیر است.
 
آیه 57 سوره یونس

 يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءتْكُم مَّوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَشِفَاء لِّمَا فِي الصُّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ

 اى مردم به يقين براى شما از جانب پروردگارتان اندرزى و درمانى براى آنچه در سينه‏هاست و رهنمود و رحمتى براى گروندگان [به خدا] آمده است

 
 آیه 14 سوره توبه

 قَاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللّهُ بِأَيْدِيكُمْ وَيُخْزِهِمْ وَيَنصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ وَيَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُّؤْمِنِينَ

 با آنان بجنگيد خدا آنان را به دست‏شما عذاب و رسوايشان مى‏كند و شما را بر ايشان پيروزى مى‏بخشد و دلهاى گروه مؤمنان را خنك مى‏گرداند

 آیه 69 سوره نحل

 ثُمَّ كُلِي مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلًا يَخْرُجُ مِن بُطُونِهَا شَرَابٌ مُّخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِيهِ شِفَاء لِلنَّاسِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ

 سپس از همه ميوه‏ها بخور و راههاى پروردگارت را فرمانبردارانه بپوى [آنگاه] از درون [شكم] آن شهدى كه به رنگهاى گوناگون است بيرون مى‏آيد در آن براى مردم درمانى است راستى در اين [زندگى زنبوران] براى مردمى كه تفكر مى‏كنند نشانه [قدرت الهى] است

  آیه 80 سوره شعرا

 وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ

 و چون بيمار شوم او مرا درمان مى‏بخشد

  آیه 44 سوره فصلت

 وَلَوْ جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا أَعْجَمِيًّا لَّقَالُوا لَوْلَا فُصِّلَتْ آيَاتُهُ أَأَعْجَمِيٌّ وَعَرَبِيٌّ قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ آمَنُوا هُدًى وَشِفَاء وَالَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ فِي آذَانِهِمْ وَقْرٌ وَهُوَ عَلَيْهِمْ عَمًى أُوْلَئِكَ يُنَادَوْنَ مِن مَّكَانٍ بَعِيدٍ

 و اگر [اين كتاب را] قرآنى غير عربى گردانيده بوديم قطعا مى‏گفتند چرا آيه‏هاى آن روشن بيان نشده كتابى غير عربى و [مخاطب آن] عرب زبان بگواين [كتاب] براى كسانى كه ايمان آورده‏اند رهنمود و درمانى است و كسانى كه ايمان نمى‏آورند در گوشهايشان سنگينى است و قرآن برايشان نامفهوم است و [گويى] آنان را از جايى دور ندا مى‏دهند


 آیه 82 سوره اسراء

 وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ وَلاَ يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إَلاَّ خَسَارًا

 و ما آنچه را براى مؤمنان مايه درمان و رحمت است از قرآن نازل مى‏كنيم و[لى] ستمگران را جز زيان نمى‏افزايد

فرزند صالح؛ ذخیره ای برای قیامت

فرزند صالح؛ ذخیره ای برای قیامت


دعا برای فرزند
در قرآن کریم بیش از بیست نوع دعا از حضرت ابراهیم (علیه السلام) نقل شده است از جمله: دعا برای فرزندش در سه بخش اعتقادی و عملی و اخلاقی بیان گردیده است:

1- اعتقادی
(الف) توحید: (وَاجْنُبْنِی وَبَنِیَّ أَن نَّعْبُدَ الأَصْنَامَ ) (ابراهیم 35) یعنی خدایا من و فرزندانم را از پرستش بتها دور بدار.

(ب) نبوت: (رَبَّنَا وَابْعَثْ فِیهِمْ رَسُولاً مِّنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِكَ وَیُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَیُزَكِّیهِمْ إِنَّكَ أَنتَ العَزِیزُ الحَكِیمُ) (بقره 129) پروردگارا فرزندان مارا شایسته آن گردان که برانگیزی از میان آنان رسولی که بر مردم تلاوت آیات تو کند و آنان را علم کتاب و حکمت بیاموزد و روانشان را از هر نا پاکی پاک سازد.

(ج) امامت: (وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّی جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِن ذُرِّیَّتِی قَالَ لاَ یَنَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ ) (بقره 124)

خداوند به ابراهیم فرمود من تو را به پیشوایی خلق برگزیدم و عرض کرد پیشوایی را به فرزندانم نیز عطا فرما خداوند فرمود عهد من هرگز به افراد ستمگر نمی رسد.

2- عملی (اقامه نماز):
(رَبِّ اجْعَلْنِی مُقِیمَ الصَّلاَةِ وَمِن ذُرِّیَّتِی) (ابراهیم 40) خدایا مرا و ذریه و فرزندانم را برپا کننده نماز قرار ده.

3- اخلاقی (تسلیم):
(ربَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَیْنِ لَكَ وَمِن ذُرِّیَّتِنَا أُمَّةً مُّسْلِمَةً لَّكَ ...) (بقره 128) پروردگارا ما را تسلیم فرمان خویش قرار ده و فرزندان ما را نیز تسلیم فرمان خود قرار ده.

خداوند ضامن رزق فرزند
قرآن کریم در دو آیه به والدین دستور می دهد مبادا به جهت ترس از گرسنگی فرزندان خود را بکشید. (وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلاَدَكُم مِّنْ إمْلاَقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِیَّاهُمْ) (انعام 151)

از دو آیه فوق استفاده می شود که در جاهلیت مردم نه تنها دختران خویش را به خاطر تعصب های غلط زنده به گور می کردند بلکه پسران خود را که از سرمایه های بزرگ محسوب می شوند نیز از ترس فقر و تنگدستی به قتل می رسانیدند خداوند آنها را از این کار زشت بر حذر می دارد و می فرماید: رزق آنها و شما بدست ماست و نباید ترس از فقر عامل این جنایت شود.

(متأسفانه این عمل زشت در عصر ما به شکل دیگری مانند سقط جنین انجام می شود.)
فرزند صالح ذخیره قیامت

1- قران کریم در برخی از آیات می فرماید دقت کنید ببینید چه چیزی را برای قیامت می فرستید. (وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ ) (حشر/ 18)

2- در برخی از آیات دیگر می فرماید: هر عملی که انجام می دهید ما ثبت می کنیم. (وَنَكْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ) (یس/ 12)

3- در برخی از آیات دیگر می فرماید: هر چه را که انسان انجام دهد از عمل خیر می بیند و اگر عمل زشت انجام دهد در قیامت دوست دارد بین او و عملش فاصله زیادی باشد. (یَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُّحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِن سُوَءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَیْنَهَا وَبَیْنَهُ أَمَدًا بَعِیدًا وَیُحَذِّرُكُمُ اللّهُ نَفْسَهُ وَاللّهُ رَۆُوفُ بِالْعِبَادِ ) (آل عمران 30)

4- در برخی از آیات دیگر می فرماید: هر عمل خیری که انجام دادید در نزد خداوند می یابید (وَمَا تُقَدِّمُواْ لأَنفُسِكُم مِّنْ خَیْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللّهِ) (بقره/ 110)

5- در برخی از آیات دیگر، آن عمل خیری که انسان می تواند از آن بهره برداری کند تربیت فرزند صالح معرفی کرده است از این رو می فرماید: همسران شما محل بذر افشانی شما هستند و هدف از ازدواج تنها لذت جنسی نباشد بلکه با تربیت فرزند شایسته آثار نیکی برای خود از پیش بفرستید.

احترام به زن

یكی از عوامل مهم برای همزیستی مسالمت آمیز و آرامش در زندگی، حفظ حرمت یكدیگر است که در زندگی زناشویی خودش را بیشتر نشان میدهد.

احترام به همسر

حولا از پیغمبر ( ص ) پرسید : زن چه حقی بر مرد دارد ؟

آن حضرت فرمود :

جبرئیل همواره سفارش زنها را می کرد ، چنان که خیال کردم مرد حق ندارد حتی کوچکترین کلمه توهین آمیزی مثل « اوه » به او بگوید .1

یكی از عوامل مهم برای همزیستی مسالمت آمیز و آرامش در زندگی، حفظ حرمت یكدیگر است. احترام به مۆمن به طور عام، زمینه‏ای مناسب برای سازگاری در زندگی اجتماعی است.

در روایتی، امام صادق(ع) می‏فرماید: «المۆمن اعظم حرمةً من الكعبة؛ احترام مۆمن از احترام كعبه بیشتر است».2

بر این اساس، بی‏احترامی به مۆمن از بی‏احترامی نسبت به كعبه ناپسندتر است. به قدری این مسئله از اهمّیّت برخورداراست كه بدن فاقد روح مۆمن را نیز باید احترام كرد؛ چرا كه روزگاری این بدن با روح یك مۆمن ارتباط داشته است. گرچه اكنون بی‏جان بر زمین افتاده است. امام رضا(ع) می‏فرماید: «كان ابی یقول انّ حرمة بدن المۆمن میّتا كحرمته حیّا؛ پدرم امام كاظم(ع) می‏فرمود: احترام بدن مۆمن پس از مرگ همانند احترام آن در زمان حیات است».٣

شناخت جایگاه هر یك از زن و شوهر در زندگی مشترك، حقوقی كه هر یك بر دیگری دارند و فضایلی كه برای آنان مطرح است، معنای احترام به همسر را مشخص می‌سازد.

برایم عجیب است که چرا با وجود احادیث بسیار در مورد «احترام شوهر به زن»، از این مسئله‌ی مهم صحبت چندانی به میان نمی‌آید و گاه عملا مسئله‌ی اصلی را تأکید بر «احترام زن به شوهر» قرار می‌دهند (که البته آن هم در جای خود قابل بحث است، اما نکته‌ی اساسی، احترامِ بسیار به زن توسط شوهر می‌باشد که بی‌توجهی به آن می‌تواند ریشه‌ی بسیاری از درگیری‌های خانوادگی باشد).

بنابراین، با توجه به مظلوم و کم‌رنگ واقع شدن اصل مطلب، یعنی احترام شوهر به زن، در برخی سخنرانی‌های مربوطه در جامعه‌ی کنونی، لازم به نظر می‌رسد در این‌جا نکاتی در این رابطه ارائه شود:

واضح است که هر انسانی باید به انسان‌های دیگر احترام بگذارد و زن و شوهر هم هر دو باید به یک‌دیگر احترام بگذارند؛ اما در این میان، اکرام و احترام نسبت به زن جایگاه خاص و ممتازی دارد . این‌که به‌طور خاص بر «احترام شوهر به زن» سفارش شده، به این دلیل است که احترام به زن، نه از جنس و نه به میزان احترام‌های دیگر است؛ بلکه سطحی بسیار بالاتر دارد، که البته آن هم به دلیل نوع آفرینش و ویژگی‌های خاص زن و شخصیت ویژه‌ی اوست.

انسان شخصیت دارد، اما در زنان این شخصیت و شأن، بسیار ویژه‌تر و به نوعی مضاعف می‌باشد (به همین دلیل حتی مردانی که کم‌ترین بویی از انسانیت برده‌اند نیز، به‌طور بدیهی و بدون نیاز به استدلال و منطق خاصی، در درون خودشان یک حس احترام ویژه نسبت به زنان احساس می‌کنند).

افرادی که این مسئله (احترام ویژه‌ی شوهر به زن) را نادیده می‌گیرند یا کم‌رنگ می‌نمایانند، مشکلشان این است که آن قابلیت احترام ویژه‌ی زن را نمی‌بینند یا از آن اطلاعی ندارند و فکر می‌کنند همان احترامی که به مردها و به انسان‌ها به‌طور کلی گذاشته می‌شود، برای زن‌ها کافی است! حال آن‌که زن به دلیل ویژگی‌های خاصی که دارد، احترام بیش‌تر و ویژه‌تری را نیز می‌طلبد و تنها در این صورت است که در جایگاه واقعی خود دیده شده است.

برایم جای تعجب است که چطور مسئله‌ی مهم احترام شوهر به زن، از سوی برخی کارشناسان مربوطه این‌قدر نادیده گرفته می‌شود، و فقط بر مهربان بودن مرد نسبت به همسر تأکید دارند؛ در حالی که واقعیت این است که محبت بدون احترامی که در شأن زن باشد، به هیچ وجه کافی نیست و هرگز آن فایده‌ای را که باید داشته باشد، ندارد

نمونه‌ی عمده‌ی این نگاه اشتباه را در جوامع غربی می‌توان دید که مدام از تساوی حقوق زن و مرد دم می‌زنند و در واقع با این کار، در بسیاری از موارد، شأن و جایگاه واقعی زنان را پایین می‌آورند. نگاهی به جوامع غربی نشان می‌دهد که زن به‌طور کلی از چندان احترام و ارزش خاصی (آن‌طور که باید) برخوردار نیست (گاهی با دیدن برخی صحنه‌ها در جوامع غربی حالم بد می‌شود. مثلا رفتار عده‌ای از مأموران پلیس با برخی زنان و مواردی از این قبیل)؛ دلیلش این است که آن‌ها تفاوتی میان دو مقوله‌ی «نوع رفتار با زنان» و «نوع رفتار با مردان» نمی‌بینند و میزان احترام به زن و مرد را یکسان می‌پندارند (که همان‌طور که گفته شد، هر دو محترم هستند، اما زنان قابلیت احترام بیش‌تری را دارند).

آن‌ها نمی‌خواهند بپذیرند که احترام به زن، مقوله‌ای بسیار ویژه و نه از جنس احترام کلی به همه‌ی افراد جامعه است. اما اسلام بر این جایگاه واقعی زن تأکید دارد و دستورات اسلام درمورد زنان کمک می‌کند که آن احترام ویژه‌ی زن حفظ شود؛ یعنی همه بدانند که نگاه به زن باید نگاهی فوق‌العاده ممتاز و با احترام ویژه باشد.

برخی‌ها را می‌بینیم که فقط بلدند بگویند وظیفه‌ی مرد محبت است (و نه احترام خاص)، و اتفاقا بر این تأکید دارند که وظیفه‌ی زن احترام است، به علاوه‌ی سایر موارد (مسلما آن هم در جای خود باید بحث شود، اما نه این‌که جای صحبت بر سر مسائل مهم‌تر را بگیرد). البته آن‌ها بعضا بحثشان بر سر این است که زن نباید غرور مرد را بشکند و باید از او یک قهرمان بسازد. این صحیح است، اما نه این‌که بیایند و تا این حد تأکید را از وظیفه‌ی مهم مرد یعنی «احترام به زن» بردارند و بدون ذکر آن به موارد دیگر بپردازند؛ در حالی که در روایات بسیاری مشاهده می‌شود که احترام به زن، از وظایف مهم شوهر ذکر شده است.

احترام به همسر

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند:

«من اتّخذ زوجة فلیکرمها»؛ کسی که زنی را به همسری برمی‌گزیند، بر وی واجب است که او را احترام کند. 4

هم‌چنین امام جعفر صادق (علیه السلام) نیز در بخشی از روایتی، چنین جمله‌ای فرموده‌اند. 5


امام سجّاد (علیه السلام) در بیان حقوق زن بر شوهر می‌فرمایند:

حق همسر تو آن است که بدانی خدا او را مایه‌ی آرامش و الفت تو قرار داده و این را از جمله نعمت‌های بزرگ خدا بشماری و از این رو او را احترام کرده و نسبت به او مهربان باشی. 6

برایم جای تعجب است که چطور مسئله‌ی مهم احترام شوهر به زن، از سوی برخی کارشناسان مربوطه این‌قدر نادیده گرفته می‌شود، و فقط بر مهربان بودن مرد نسبت به همسر تأکید دارند؛ در حالی که واقعیت این است که محبت بدون احترامی که در شأن زن باشد، به هیچ وجه کافی نیست و هرگز آن فایده‌ای را که باید داشته باشد، ندارد. احترام (در حد بسیار)، شرط لازم و اساسی است و به نظر من مهم‌ترین وظیفه‌ی مرد نسبت به زن، در درجه‌ی اول احترام است و در کنار آن محبت و مهربانی.

به هر حال، یک حقیقت وجود دارد و آن این‌که زن به دلیل ویژگی‌های زن بودنش قابلیت احترام بیش‌تری دارد و هر مردی که فطرت خود را بیدار نگاه داشته باشد، این حقیقت را در درون خود می‌یابد. همان‌طور که از برخی روایات هم استفاده می‌شود، احترام به زنان از نشانه‌های بالا بودن سطح انسانیت مردان است (نقل به مضمون).

پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) می‌فرمایند: «فقط انسان‌های بزرگوار زنان را گرامی می‌دارند.» 7

زن مانند گوهری است که مرد برای خود می‌پسندد و باید قدر این گوهر را دانسته و ارزشش را بشناسد و او را گرامی بدارد. به‌طور خلاصه، اگر مردان همواره موقعیت خاص و شأن بالای زن خود را بشناسند، و با حالت شکوه و احترامی که شایسته‌ی زن است، به او بنگرند (که همه‌ی این‌ها بسته به میزان انسانیت در مرد است و عمل به آن‌ها برای مردان سخت نیست؛ بلکه مطابق با فطرت آن‌هاست)، زنان نیز در این شرایط که در جایگاه واقعی خود قرار گرفته‌اند، به خودی خود وظایف بی‌شمار خود را در مقابل همسر به بهترین شکل ممکن و بدون هیچ توقعی از او انجام می‌دهند، و در این حالت است که همه چیز در جای خود قرار می‌گیرد.

این بحث حتی درمورد آن‌هایی که هیچ بویی از انسانیت نبرده‌اند، جواب می‌دهد. البته یک زن مۆمن و برخوردار از انسانیت، حتی در صورتی که همسر او هیچ یک از وظایفش را در مقابل او انجام ندهد، باز هم وظایف بی‌شمار خود را در مقابل همسر به بهترین شکل ممکن به انجام می‌رساند.

پی نوشت ها:
1- مستدرک ، ج 14 ، ص252
2- محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 64، ص 71.
3- محمد بن الحسن طوسى، تهذیب الاحكام، ج 1، ص 445
4- محمدباقر مجلسی، بحار‌الانوار، ج 100، ص 224
5- بحارالانوار، ج 103، ص 224
6- محمدباقر مجلسی، بحار‌الانوار، ج 71، ص 5
7- نهج‌الفصاحه، ح 1520

فواید گاو بودن ....

انشای یك پسر 10 ساله

با سلام خدمت معلم عزیزم

موضوع انشا : فواید گاو بودن را بنویسید !

گاو بودن فواید زیادی دارد

من مقداری در این مورد فکر کردم و

 به این نتیجه رسیدم که

مهمترین فایده‌ی گاو بودن این است که

 دیگر آدم نیست.

 بلکه گاو است...

هرچند که نتیجه گیری باید در آخر انشا باشد.

بیایید یک لحظه فکر کنیم که ما گاویم

ببینیم چقدر گاو بودن فایده دارد،

 مثلا در مورد همین ازدواج،

 وقتی گاوی که پـدر خانواده است می‌خواهد

 دخترش را شوهر دهد،

 نگران جهیزیه‌اش نیست.

نگران نیست که بین فامیل و همسایه

 آبرو دارند.

مجبور نیست

 به خاطر این که پول جهاز دخترش را

 تهیه نماید،

برای صاحبش زمین اضافه شخم بزند،

یا بدتر از آن پاچه خواری کند...

هیچ گاوی نگران کرایه خانه‌اش نیست.

گاوها آنقدر عاقلند که می‌دانند

بهترین سال‌های عمرشان را

 نباید پشت کنکور بگذرانند...

گاوها حیوانات مفیدی هستند و

انگل جامعه نیستند...

شما تاکنون یک گاو معتاد دیده‌اید؟

گاوی دیده‌اید که سر کوچه بایستد و

 مزاحم ناموس مردم شود؟

آخر گاوها خودشان خواهر و مادر دارند

تا کنون شما گاو بیکار دیده‌اید؟

آیا دیده‌اید گاوی زیرآب گاو دیگری را

پیش صاحبش بزند؟

تا کنون دیده‌اید گاوی

غیبت گاو دیگری را بکند؟

آیا تا کنون دیده اید گاوی زنش را کتک بزند؟

یا گاو ماده‌ای شوهر خواهرش را

 به رخ شوهرش بکشد؟

و مثلا بگوید از آقای فلانی یاد بگیر.

 آخر تو هم گاوی؟!

هیچ گاوی غمباد نمی‌گیرد

هیچ گاوی رشوه نمی‌گیرد.

هیچ گاوی اختلاس نمی‌کند

هیچ گاوی آبروی دیگری را نمی‌ریزد.

هیچ گاوی خیانت نمی‌کند.

هیچ گاوی دل گاو دیگر را نمی‌شکند.

هیچ گاوی دروغ نمی‌گوید.

هیچ گاوی آنقدر علف نمی‌خورد که

 از فرط پُرخوری تا صبح خوابش نبرد،

در حالی که گاو طویله کناریشان

 از گرسنگی شیر نداشته باشد

 تا به گوساله‌اش شیر بدهد...

هیچ گاوی گاو دیگر را نمی‌کُشد،

هیچ گاوی...

گاو خیلی فایده‌ها دارد

پوشاک‌ما از گاو است

خوراک‌مان از گاو،

شیر و پنیر و کره و خامه ...

ولی با همه‌ی منافع ياد شده

 هیچ گاوی نگفت : من ... بلکه گفت: مـــــــــااااااا

اگر بخواهم هنوز هم

در مورد فواید گاو بودن بگویم،

دیگر زنگ انشا می‌خورد و

نوبت بقیه نمی‌شود که

انشایشان را بخوانند ،،،

امّـا به نظر من  مهمترین فایده گاو بودن  این است که  دیگر آدم نیست"...

کی از کی شاکی ؟؟؟؟؟

🔻زن هنوز کاملا وارد اتوبوس 🔻نشده بود که راننده ناغافل در 🔻رو بست و چادر زن لای در 🔻گیر کرد. داشت بازحمت چادر 🔻رو بیرون میکشید که یه زن 🔻نسبتا بدحجاب طوری که همه 🔻بشنوند گفت: آخه این دیگه چه 🔻جور لباس پوشیدنه؟ 🔻خودآزاری دارن بعضی ها !
🔻زن محجبه، روی صندلی خالی 🔻کنار اون خانم نشست و خیلی 🔻آرام طوری که فقط زن 🔻بدحجاب بشنوه گفت:
🔻من چادر سر می کنم ، تا اگر 🔻روزی همسر تو به تکلیفش 🔻عمل نکرد ، و نگاهش را 🔻کنترل نکرد ، زندگی تو ، به 🔻هم نریزد . همسرت نسبت به 🔻تو دلسرد نشود. محبت و 🔻توجه اش نسبت به تو که 🔻محرمش هستی کم نشود. من 🔻به خودم سخت می گیرم و در 🔻گرمای تابستان زیر چادر از 🔻گرما اذیت می شوم، زمستان 🔻ها زیر برف و باد و باران 🔻برای کنترل کردن و جمع و 🔻جور کردنش کلافه می شوم، 🔻بخاطر حفظ خانه و خانواده ی تو.
🔻من هم مثل تو زن هستم. 🔻تمایل به تحسین زیبایی هایم 🔻دارم. من هم دوست دارم 🔻تابستان ها کمتر عرق بریزم، 🔻زمستان ها راحت تر توی 🔻کوچه و خیابان قدم بزنم. اما 🔻من روی تمام این خواسته ها 🔻خط قرمز کشیدم، تا به اندازه 🔻ی سهم ِ خودم حافظ ِ گرمای 🔻زندگی تو باشم. و همه اینها 🔻رو وظیفه خودم میدونم.

🔻چند لحظه سکوت کرد تا شاید 🔻طرف بخواد حرفی بزنه و 🔻چون پاسخی دریافت نکرد 🔻ادامه داد: راستی… هر 🔻کسی در کنار تکالیفش، 🔻حقوقی هم دارد. حق من این 🔻نیست که زنان ِ جامعه ام با 🔻موهای رنگ کرده ی پریشان 🔻و لباسهای بدن نما و صد جور 🔻جراحی ِ زیبایی، چشم های 🔻همسر من را به دنبال خودشان بکشانند.
🔻حالا بیا منصف باشیم. من باید 🔻از شکل پوشش و آرایش تو شاکی باشم یا شما از من؟

🔻زن بدحجاب بعد از یک سکوت 🔻طولانی گفت: هیچ وقت به 🔻قضیه این طور نگاه نکرده بودم … راست می گویی. و آرام 🔻موهایش رو از روی پیشانیش 🔻جمع کرد و زیر روسریش پنهان کرد.
🔻واقعا زیبا داستانی کوتاه باعث عبرت.

شاداب شاکر شایسته

دو چیز انسان را نابود میکند:
1-عبرت نگرفتن از گذشته
2-مشغول شدن به دیگران و  غفلت از ساختن آینده و پایانی خوب برای زندگانی .
هر کس در حسرت گذشته بماند آینده را از دست میدهد و هر کس نگهبان رفتار دیگران باشد نصفی از آسایش  خود را از دست میدهد.
بهترین انتخاب در  زندگی این است که :
 به راه خودادامه دهید . نگران نباشید که اتفاقات بد پیش می آید و از اینکه بعضی ها از رنج شما لذت می برند . شما نیز به حماقت آنها یقین پیدا کرده و  برایشان دعا کن .
شاداب شاکر و شایسته بودن را سرمشق زندگی خود قرار بده و به عزیزانت بیاموز .

مهراوه شریفی‌نیا

می‌دانستیم اتفاقات فیلم واقعى نیست ولی از ترس به خودمان مى‌لرزیدیم

مهراوه شریفی‌نیا بازیگر مجموعه کیمیا در صفحه شخصی اینستاگرامش نوشت: ما مى دونستیم واقعى نیست، مى دونستیم شب مى ریم هتل و تمیز مى شیم و استراحت مى کنیم، مى دونستیم هیچکدوممون رو به اسارت نمى برن، مى دونستیم هیچکدوممون شهید نمى شیم، ولى بازم مى ترسیدیم، بازم از ته دل بغض مى کردیم و مى لرزیدیم.

تموم روزاى فیلمبردارى صحنه هاى جنگ به آدمایى فکر مى کردیم که اون هشت سال نمى دونستن
تا لحظه ى بعد زنده ان یا مرده به همه ى آدمایى که جونشون رو گذاشتن کف دستشون و از میهنمون دفاع کردن.

ببخشید که کیمیا این روزهاى عید و جشن اینقدر دلخراشه ولى شعار باشه یا نباشه من از ته دلم به تمام شهدا، جانبازان و مفقود الاثرهایى که هنوز خانواده هاشون چشم انتظار بدن بى جونشون هستن، احترام مى گذارم و در برابرشون سر تعظیم فرود میارم.

مى دونم که اکثر شما هم مثل من، مثل ما.

ای کاش من فقط ....

ای کاش  ای کاش   ای کاش

 من ...

 فقط و فقط و فقط  ...

به این جملات کوتاه از این متن زیبا ایمان داشتم ....

که : سعادت دیگران از خوشی من نمی کاهد و بی نیازی آنها از ثروت من کم نمی کند

و سلامت آنها عافیت و آرامش  من را سلب نخواهد کرد .

سلام خانومای گل ایرونی

سلام خانومای گل ایرونی

یه درد دل خودمونی :

چی شد خانومای زیبای ایرانی یک دفعه انقدر آرایش غلیظ انجام دادن؟

چرا سلیقه مردها رو نسبت به خودمون و نسلهای بعدی داریم  عوض می کنیم که بعدش همین آقایون برامون جک قبل و بعد آرایش درست کنن؟

چرا آرایش غلیظ در جامعه رو نمیگذاریم برای زنان معلوم الحال که در تمام دنیا مشخصه چه کاره هستن...

زن زیبای ایرانی چرا باید فقط به فکر سکسی شدن باشه؟ یعنی هیچ امتیاز دیگری در ما نیست؟

اصلا صحبت اسلام و دین نیست... حرف، حرفِ عزت نفس زن و دختر ایرانیه

🌹🌹آبجیای خوشگلم چارلی چاپلین (سوپر استار برتر قرن و غیر مسلمان) میگه: هیچ چیز و هیچکس در این جهان شایستگی آن را ندارد که دختری حتی ناخن پایش را بخاطرش عریان کند. بگذار جسم تو مال کسی باشد که حاضر است روحش را برای تو عریان کند🌹🌹


خانوما به خودتون برسید، به پوستتون، به دندونا، به اندامتون و  به همه چی، ولی نذارید بخاطر هوسهای زودگذر همین آقایون، نسلهای بعدیِ مارو فقط عروسک زیبای سکسی بخوان.


اینو مطمئن باشید که اگه خیلی از ما نسل سوخته بودیم، دخترای فردای ایران، نسل برباد رفته و بی هویتی خواهد شد که فقط تحسین زیبایی رو در چشمهای گرسنه ای جستجو میکنه که روزبروز نسبت به زن بی احترام تر خواهد شد.

لطفا برای تمام خانومایی که میشناسید این متن را بفرستید   

حتی تفکر یک نفر عوض بشه، یک نسل نجات پیدا میکنه.


مادر با دستی گهواره را تکان می دهد و با دست دیگر دنیا را....

هنگامی که از درون زلال باشی

هنگامی که از درون زلال باشی
خداوند به تو نوری می بخشد
آنچنان که ندانی و مردم تو را دوست مي دارند از جایی که ندانی
و نیاز هایت از جایی برآورده شود که ندانی چه شد !

این یعنی پاک نیتی و پاک نیت کسی است که برای همه ،بدون استثناء ،خیر بخواهد چون میداند ،
سعادت دیگران از خوشی او نمی کاهد و بی نیازی آنها از ثروت او کم نمی کند و سلامت انها عافیت و آرامش او  را سلب نخواهدکرد .
پس چه نیکوست که همیشه مثبت اندیش باشیم ...

دشنام

امام علیه السلام فرمود:  

هر کس به برادر مسلمان خود دشنام دهد  

خدا برکت از روزى او بر دارد، و او را بخودش ‍ واگذارد،  

و زندگیش را تباه سازد .   

امام صادق (ع ) فرمود: از نشانه ها شرکت شیطان که تردیدى در آن نیست اینستکه فحاش باشد که باکى از آنچه گوید و از آنچه درباره او گویند نداشته باشد

امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: هرگاه مردى را دیدید که باکى از آنچه گوید و آنچه به او گفته شود ندارد، پس بدرستیکه یا از زنا است یا از شرکت شیطان .

از امام باقر (ع ) روایت شده که فرمود: خدا دشمن دارد دشنام گوى دشنام جورا

از امام صادق علیه السلام حدیث شده که رسولخدا (ص ) فرمود: دشنام اگر بصورتى در آید صورت بدى است

از امیرالمؤ منین علیه السلام روایت شده که رسولخداست صلوات الله علیه و آله و صلم فرمود:  

خدا حرام کرده است بهشت راست بر هر فحاشى بى آبرو و کم شرمى که باکى از آنچه گوید و آنچه باو گفته شود ندارد، زیرا اگر بازرسى از حالش کنى یا زنا است یا از شرکت شیطان ،  

بوى عرض شد: اى رسولخداست در میان مردمان شرکت شیطان هم هست ؟ 

 فرمود: آیا گفتار خداى عزوجل را نخوانده که (بشیطان فرماید:) ((و شرکت کن با ایشان در مالها و فرزندان )) (سوره اسراء آیه 64)


عمرو بن نعمان جعفى گوید: امام صادق علیه السلام دوستى داشت که آن حضرت را به هرجا که مى رفت رها نمیکرد و از او جداست نمى شد، روزى در بازار کفشها همراه حضرت مى رفت ، و دنبالشان غلام او که از اهل سند بود مى آمد، ناگاه آن مرد به پشت سرخود متوجه شده و غلام راست خواست و او را ندید و تا سه مرتبه بدنبال برگشت و او راست ندید، با چهار که او را دید گفت : اى زنازاده کجا بودى ؟ 

 امام صادق علیه السلام دست خود را بلند کرده و به پیشانى خود زد و فرمود: سبحان الله مادرش راست بزنا متهم کنى ؟ من خیال مى کردم تو خوددار و پارسائى ، اکنون مى بینم که ورع و پارسائى ندارى ؟ عرض کرد: قربانت گردم مادرش زنى است از اهل سند و مشرک است ؟ فرمود: مگر ندانسته اى که هر ملتى براى خود ازدواجى دارند، 

 از من دور شو عمر و بن نعمان  

راوى حدیث گوید: دیگر او را ندیدم که با آنحضرت راه برود تا آنگاه که مرگ میان آنها جدائى انداخت .


در بنى اسرائیل مردى بود که سه سال پیوسته دعا مى کرد که خدا پسرى به او روزى کند (دعایش مستجاب نمى شد) همینکه دید خدا خواهش او را بر نمى آورد عرض کرد: پروردگارا آیا من از تو دورم و تو سخن مرا نمى شنوى ، یا تو بمن نزدیکى و پاسخ نمى دهى ؟ کسى در خواب نزدش آمد و باو گفت : تو سه سال تمام خدا را با زبانى بد و هرزه ، و دلى سرکش و ناپرهیزکار، و نیتى نادرست میخوانى ، پس باید از هرزه گویى بد آئى ، و دلت پرهیزکار، و نیتت درست گردد (تا خواهشت بر آورده شود) حضرت فرمود: آنمرد بدستور عمل کرد سپس دعا کرد و خدا را خواند و داراى پسرى شد.

از امام صادق علیه السلام حدیث شده که فرموده :  

از لاک جیغ تا خدا

ثمین صفالو مجری سری دوم برنامه ی از لاک جیغ تا خدا که به تازگی حجاب چادر را برای خود انتخاب کرده است در گفتگویی از دلایل این انتخابش صحبت کرد.

صفالو گفت: «روزی که محجبه شدم تصمیم گرفتم از علاقه خودم یعنی بازیگری به ویژه بازیگری تئاتر بگذرم چون من هنوز در زمینه حجاب شبیه یک کودک نوپا بودم و از این هراس داشتم که با بازگشت به حیطه هنر و تئاتر، دوباره از حجاب فاصله بگیرم.»
 او افزود: «البته من پیش از این هم اعتقادات مذهبی داشتم اما در مورد حجاب کوتاه می آمدم. همواره با خودم می گفتم خدا مرا بابت این یک گناه می بخشد. آن زمان از این غافل بودم که بد حجابی حق الناس است و هر گناه زمینه ساز گناهان دیگر می شود.»
مجری «از لاک جیغ تا خدا» ادامه داد: «وقتی تصمیم گرفتم از بازیگری دور شوم، خداوند مجری گری را سر راه من قرار داد. آن هم اجرا در چنین برنامه ای که بودن در آن برای من، فراتر از اجرای آن است. چون هر روز افرادی را می بینم که حرف ها، دغدغه ها و حسرت هایشان شبیه به من است. با هم می خندیم، اشک می ریزیم و از اینکه چرا زودتر لذت حجاب را نچشیده ایم افسوس می خوریم.»

صفالو درباره انگیزه هایش از اجرای این برنامه اظهار کرد: اجرا در این برنامه را قبول کردم به امید اینکه شاید کار فرهنگی کوچکی در زمینه حجاب کرده باشم. همواره امیدوارم دختران سرزمین من پاسخ پرسش هایشان را بگیرند و محجبه شوند و دعای خیر مادرها پشت سرمان باشد. به راستی نیت تمام بچه های گروه و عزیزانی که به برنامه می آیند این است که شاید بتوانند نظر یک نفر را نسبت به حجاب تغییر دهند.

درخت دوستی

درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد

نهال دشمنی برکن که رنج بی‌شمار آرد  

شب صحبت غنیمت دان که بعد از روزگار ما

بسی گردش کند گردون بسی لیل و نهار آرد  

بهار عمر خواه ای دل، وگرنه این چمن هر سال

چو نسرین صد گل آرد بار و چون بلبل هَزار آرد

بیا بیا

بیا کجا نشسته ای  ؟

نشان بده تو راه را  

که من دوباره گم شدم  !

در این مسیر  راه راه  !!!!!

حکایت گاو و خوک

خوک روزی به گاو گفت: مردم از طبیعت آرام و چشمان حزن انگیز تو به نیکی سخن می گویند و تصور می کنند تو خیلی بخشنده
هستی. زیرا هر روز برایشان شیر و سرشیر می دهی.

اما در مورد من چی؟…
من همه چیز خودم را به آنها می دهم از گوشت ران گرفته تا سینه ام را. حتی از موی بدن من برس کفش و ماهوت پاک کن درست
می کنند. با وجود این کسی از من خوشش نمی آید. علتش چیست؟

می دانی جواب گاو چه بود؟

جوابش این بود:
شاید علتش این باشد که
“هر چه من می دهم در زمان حیاتم می دهم”

من خراب دل خویشم نه خراب کس دیگر....

شناسنامه زندگی
نام:رنج
نام پدر:مشقت
شهرت:اواره
شغل:ولگردی
محل صدور:دنیای فراموش شدگان
شماره شناسنامه:نامعلوم
نام مادر:سلطان غم
دین:مسلمان
محل کار:شرکت نا امیدی
محل سکونت:شهر مکافات
محکومیت:زندگی کردن
جرم:به دنیا امدن
هدف:دنیای اخرت
تاریخ تولد:هزاروسیصدوهیچ
گروه خونی:نفت سیاه
ادرس:خیابان بدبختی
چهارراه تنهایی
کوچه دربدری
بلوک بی نهایت
...
من خراب دل خویشم نه خراب کس دیگر....

وفاداری زن و مرد

 

.............. وفا داری زن وقتی معلوم میشه  که مرد هیچ نداشته باشد .

 و وفاداری یک مرد وقتی معلوم میشه که همه چیز داشته باشه .