آیا عزاداری از دیدگاه قرآن عملی صحیح است

آیا عزاداری از دیدگاه قرآن عملی صحیح است و آیات قرآن آن را تأیید می‌کند؟

پاسخ :

اگر برای یک عمل و رفتاری، دلیل عقلی بر نفی و اثبات آن وجود نداشته باشد، به معنای آن نیست که آن عمل یا رفتار غیر مشروع است، چنان که از نظر شرعی، نبودن دلیل، موجب غیر مشروع بودن نیست، وگرنه می‌بایست بسیاری از رفتارهایی را که در صدر اسلام نبود و بعداً به وجود آمد، غیر مشروع دانست. هم‌چنین بسیاری از امور که در آیات قرآن، به طور صریح نیامده، در سنت پیامبر اسلام(ص) وجود داشته است.

بعد از بیان این مقدمه، ببینیم آیا قرآن کریم (که جامع تمامی احکام و معارف و منبع شناخت دین می‌باشد) از عزاداری و سوگواری سخنی گفته است؟ آیا در قرآن شاهد و قرینه‌ای بر اثبات یا نفی عزاداری وجود دارد؟

آیاتی وجود دارد که می‌توان پدیده عزاداری (حتى عزاداری بر بزرگان دین) را از آن برداشت کرد که به برخی اشاره می‌کنیم:

1ـ عزاداری و بزرگداشت شعائر الهی:

«ومن یعظّم شعائر الله فإنّها مِن تقوى القلوب»(1).

بی‌شک بزرگداشت شعائر الهی، از دستورهای اساسی دین است.

دو بحث در این جا قابل طرح است:

أ) منظور از شعائر چیست؟

ب) آیا شعائر عمومیت دارد یا مخصوص شعائر خاصی است؟

در مورد بحث اوّل مطالب متنوعی مطرح شده است، که بررسی و تحلیل آن، ما را از پاسخ دور ‌می‌کند.

ادامه نوشته

معانی نام صدها کشور جهان

نام کشورها بر گرفته از معانی ای هستند که در دوره هایی معرف آن کشور از روی معنی بودند اما امروزه فقط به عنوان یک نام مطرح اند که اغلب تصور می شود معنی ندارند.
به گزارش جهان سایت ملایری‌ها معانی نام ۱۱۰ کشور را نوشته است:
آرژانتین: سرزمین نقره (اسپانیایی)؛
آفریقای جنوبی: سرزمین بدون سرما (آفتابی) جنوبی (لاتین، یونانی)؛
آفریقای مرکزی: سرزمین بدون سرما (آفتابی) مرکزی (لاتین،یونانی)؛
آلبانی: سرزمین کوهنشینان؛
آلمان: سرزمین همه مردان یا قوم ژرمن (فرانسوی – ژرمنی)؛
آنگولا: از واژه نگولا که لقب فرمانروایان محلی بود؛
اتریش: شاهنشاهی شرق (ژرمنی)؛
اتیوپی: سرزمین چهره سوختگان (یونانی)؛
ازبکستان: سرزمین خودسالارها (سغدی-ترکی-فارسی/دری)؛ 

ادامه نوشته

رهبر ایران در نکوهش و هشدار شدید به عربستان سعودی

اگر مي خواهي پس از مرگ فراموش نشوي

اگر مي خواهي پس از مرگ فراموش نشوي يا چيزي بنويس که قابل خواندن باشد يا کاري کن که قابل نوشتن باشد.

 

                                                                                                                          بنيامين فرانکلين

رضا سگ باز و .......

رضا سگ باز(!)
یه لات بود تو مشهد...
هم سگ خرید و فروش می کرد، هم دعواهاش حسابی سگی بود!!
یه روز داشت می رفت سمت کوهسنگی برای دعوا(!) و غذا خوردن که دید یه ماشین با آرم ”ستاد جنگهای نامنظم“ داره تعقیبش می کنه.
شهید چمران از ماشین پیاده شد و دست اونو گرفت و گفت: ”فکر کردی خیلی مردی؟!“
رضا گفت:بروبچه ها که اینجور میگن.....!!!
چمران بهش گفت: اگه مردی بیا بریم جبهه!!
به غیرتش بر خورد، راضی شد و راه افتاد سمت جبهه......!
مدتی بعد....
شهید چمران تو اتاق نشسته بود که یه دفعه دید داره صدای دعوا میاد....!
چند لحظه بعد با دستبند، رضارو آوردن تو اتاق و انداختنش رو زمین و گفتن: ”این کیه آوردی جبهه؟!“
رضا شروع کرد به فحش دادن. (فحشای رکیک!) اما چمران مشغول نوشتن بود!
وقتی دید چمران توجه نمی کنه، یه دفعه سرش داد زد:
”آهای کچل با تو ام.....! “
یکدفعه شهید چمران با مهربانی سرش رو بالا آورد و گفت: ”بله عزیزم! چی شده عزیزم؟ چیه آقا رضا؟ چه اتفاقی افتاده؟“
رضا گفت: داشتم می رفتم بیرون که سیگار بخرم ولی با دژبان دعوام شد!!!!
چمران: ”آقا رضا چی میکشی؟!! برید براش بخرید و بیارید.....!“
چمران و آقا رضا تنها تو سنگر.....
رضا به چمران گفت: میشه یه دو تا فحش بهم بدی؟! کِشیده ای، چیزی؟!!
شهید چمران: چرا؟!
رضا: من یه عمر به هرکی بدی کردم، بهم بدی کرده....!
تا حالا نشده بود به کسی فحش بدم و اینطور برخورد کنه.....
شهید چمران: اشتباه فکر می کنی.....! یکی اون بالاست که هر چی بهش بدی می کنیم، نه تنها بدی نمی کنه، بلکه با خوبی بهمون جواب میده!
هِی آبرو بهم میده.....
تو هم یکیو داشتی که هِی بهش بدی می کردی ولی اون بهت خوبی می کرده.....!
منم با خودم گفتم بذار یه بار یکی بهم فحش بده و منم بهش بگم بله عزیزم.....! تا یکمی منم مثل اون (خدا) بشم …!
رضا جا خورد!....
..... رفت و تو سنگر نشست.
آدمی که مغرور بود و زیر بار کسی نمی رفت، زار زار گریه می کرد!
تو گریه هاش می گفت: یعنی یکی بوده که هر چی بدی کردم بهم خوبی کرده؟؟؟؟
اذان شد.
رضا اولین نماز عمرش بود. رفت وضو گرفت.
..... سر نماز، موقع قنوت صدای گریش بلند شد!!!!
وسط نماز، صدای سوت خمپاره اومد. پشت سر صدای خمپاره هم صدای زمین افتادن اومد.....
رضارو خدا واسه خودش جدا کرد......! (فقط چند لحظه بعد از توبه کردنش)
یه توبه و نماز واقعی........
به نقل از کتاب "خاطرات شهید مصطفی چمران"

تو ناراحت نشو .....

تو ناراحت نشو .........................  

سالهاست ............ 

که این مردم  عادت دارند به  هوای بارانی ..........بگویند هوا خراب است .......

ترک هرگناه=نشاندن لبخند بر لبان نازنین حضرت مهدی علیه السلام…

در دیدار دانشجوی مشروب خوار با آیت الله بهجت رحمت الله علیه

آیت الله بهجت:یک ماهه که امام زمانت را خوشحال کردی...

ترک هرگناه=نشاندن لبخند بر لبان نازنین حضرت مهدی علیه السلام…

ترک هرگناه=برداشتن یک قدم در مسیر ظهور…


دانشجو بود…دنبال عشق و حال، خیلی مقید نبود، یعنی اهل خیلی کارها هم بود، تو یخچال خونه ش مشروب هم میتونستی پیدا کنی….



از طرف دانشگاه اردو بردنشون قم…قرار شد با مرحوم آیت الله بهجت(ره)هم دیدار داشته باشن..از این به بعد رو بذارید خود حمید براتون تعریف کنه



وقتی رسیدیم پیش آقای بهجت…بچه ها تک تک ورود میکردن و سلام میگفتن، آقای بهجت هم به همه سلامی میگفت و تعارف میکرد که وارد بشن…من چندبار خواستم سلام بگم…منتظر بودم آقای بهجت به من نگاهی بکنن…امااصلا صورتشون رو به سمت من برنمیگردوندن…درحالیکه بقیه رو خیلی تحویل میگرفتن…یه لحظه تو دلم گفتم:”"حمید،میگن این آقا از دل آدما هم میتونه خبر داشته باشه…تو با چه رویی انتظار داری تحویلت بگیره…!!!تو که خودت میدونی چقدر گند زدی…!!!”"خلاصه خیلی اون لحظه تو فکر فرو رفتم…تصمیم جدی گرفتم که دور خیلی چیزا خط بکشم، وقتی برگشتیم همه شیشه های مشروب رو شکستم، کارامو سروسامون دادم، تغییر کردم، مدتی گذشت، یکماه بود که روی تصمیمی که گرفته بودم محکم واستادم، از بچه ها شنیدم که یه عده از بچه های دانشگاه دوباره میخوان برن قم، چون تازه رفته بودم با هزار منت و التماس قبول کردن که اسم من رو هم بنویسن



اینبار که رسیدیم خدمت آقای بهجت، من دم در سرم رو پایین انداخته بودم، اون دفعه ایشون صورتش رو به سمتم نگرفته بود، تو حال خودم بودم که دیدم بچه ها صدام میکنن: "حمید..حمید…حاج آقا باشماست."



نگاه کردم دیدم آقای بهجت به من اشاره میکنن که بیا جلوتر…آهسته در گوشم گفتن:



-یکماهه که امام زمانت رو خوشحال کردی



ترک هرگناه=نشاندن لبخند بر لبان نازنین حضرت مهدی علیه السلام



ترک هرگناه=برداشتن یک قدم در مسیر ظهور

28  فرقان

    يا وَيْلَتي‏ لَيْتَني‏ لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَليلاً    

فاش می‌گویم و ...

فاش می‌گویم و از گفته خود دلشادم

بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم

طایر گلشن قدسم چه دهم شرح فراق

که در این دامگه حادثه چون افتادم

من ملک بودم و فردوس برین جایم بود

آدم آورد در این دیر خراب آبادم

سایه طوبی و دلجویی حور و لب حوض

به هوای سر کوی تو برفت از یادم

نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار

چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم

کوکب بخت مرا هیچ منجم نشناخت

یا رب از مادر گیتی به چه طالع زادم

تا شدم حلقه به گوش در میخانه عشق

هردم آید غمی از نو به مبارکبادم

گر خورد خون دلم مردمک دیده سزاست

که چرا دل به جگرگوشه مردم دادم

پاک کن چهره حافظ به سر زلف ز اشک

ور نه این سیل دمادم ببرد بنیادم

شیطان‌پرستی نداریم بلکه باید گفت شیطان‌گرایی.

کارگردان مستند «خدا و دیگر هیچ» گفت: شیطان‌پرستی نداریم بلکه باید گفت شیطان‌گرایی. ضمن اینکه نباید در نماد شناسی دچار افراط شویم و هر چیزی از جمله «تیر برق» را یک نماد ماسونی بدانیم.

به گزارش فارس، اسماعیل حاجی حیدری، کارگردان مستند «خدا و دیگر هیچ» در همایش «دین‌ زاو» که در فرهنگسرای خاوران برگزار شد، درباره ساخته خود که به موضوع شیطان‌گرایی در ایران می‌پردازد، گفت: این مستند طی سال‌های ۸۳ تا ۸۵ در دو استان تهران و اصفهان و شهرستان‌های اطراف آن‌ها تصویر برداری شده است.
وی با بیان اینکه عنوان شیطان‌پرستی به غلط رایج شده است، افزود: در واقع شیطان‌گرایی نوین امروزی که به سال ۱۹۶۶ باز می‌گردد که یک فرد یهودی این جریان را مطرح کرد، جریانی است که به خدا و شیطان اعتقادی ندارد، و آنها انسان‌گرا هستند، هرچند که ادعای پرستش شیطان را دارند.
حاجی‌حیدری با تاکید بر اینکه نوع شیطان‌گرایی که در آمریکا وجود دارد با آنچه در کشور ماست تفاوت دارد، مدعی شد: شیطان‌گرایی در کشور ما مانند آنچه در افغانستان و لبنان وجود دارد شیطان‌گرایی کاذب و از نوع موسیقیایی است که بیشتر در گروه سنی جوانان رایج است و منشا اصلی این گرایش شیوع موسیقی «بلک متال» است.
وی با بیان اینکه حدود هفت سال پیش که به دنبال ساخت این فیلم مستند بوده است، هیچ کس برای این موضوع ارزش و اهمیتی قائل نبود، تصریح کرد: حتی یکی ـ دو بار سر ساختن این فیلم دستگیر شدم.
این مستندساز با لحنی گلایه‌آمیز ادامه داد: نه به آن زمانی که به موضوع گسترش شیطان‌گرایی توجه نمی‌کردند و نه الان که همه چیز را به شیطان‌پرستی ربط می‌دهند!
این مستندساز با هشدار دادن نسبت به بی‌توجهی به مسایل جنسی به عنوان مسئله و مشکل مهم امروز کشور تاکید کرد: متاسفانه هیچ ارگان و سازمان و فردی جرئت ورود به این موضوع را نکرده است به عنوان مثال صدا و سیما هیچ گاه به طور جدی به بحث‌های کارشناسی نپرداخته و موضوع را به طور صریح مطرح نکرده است چرا رسانه‌ها در مورد ازدواج موقت ورود نمی‌کنند، من نمی‌گویم راه حل تنها ازدواج موقت است بلکه می‌گویم باید این موضوع و مسئله را دریابیم.
وی مدعی شد: یک بار نزد یکی از مسئول فرهنگی کشور رفتم، دوستان به من گفتند که درباره رشد هرزه‌نگاری و پرنوگرافی گزارش و هشدار دهم و بگویم فلان استان در دنیا رتبه اول را در سرچ پرنو و هزره‌نگاری دارد. پس از ملاقات با آن مسئول و بعد از نیم ساعت صحبت کردن، وی از من پرسید: این پرنوگرافی که شما می‌گویید به چه معناست؟!
کارگردان مستند «خدا و دیگر هیچ» اظهار داشت: در حالی که در رسانه‌ها از محدود شدن شیطان‌گرایان و مسدود شدن وبلاگ‌های آنان و انهدام حلقه‌های شیطانی اخباری منتشر می‌شود که اغلب دور از واقعیت است.
وی مدعی شد: بنده بزرگترین مبلّغ شیطان‌گرایی در کشور را می‌شناسم که سال‌هاست به فعالیت‌های تبلیغی خود ادامه می‌دهد به طوری که هم‌اکنون روی «بودیسم تبتی» کار می‌کند و کسی هم مزاحمتی برای او ایجاد نمی‌کند!
کارگردان مستند «خدا و دیگر هیچ» با تاکید براینکه موضوع شیطان‌گرایی محدود به تهران و اصفهان نیست، افزود: متاسفانه باید بگوییم این مشکل مناطقی مانند کرج، شاهین‌شهر اصفهان، سمنان، زنجان، ورامین، گرمسار و بسیاری از نواحی دیگر است.
وی گفت: کشیش‌های مسیحی ۵۰ سال پیش تحقیقاتی را در مورد خاصیت برعکس نمایی در موسیقی انجام دادند آنها این موسیقی‌ها را به صورت برعکس ضبط کردند و متوجه شدند که در آنها مفاهیم شیطانی وجوددارد از این رو عرفان حلقه به کشور ما وارد شد و شعرهایی را کار کردند و وقتی شما از آخر به اول می‌شنوید مفاهیم شیطانی در آن به گوش می‌رسد.
این مستندساز مدعی شد: یکی از معضلات در قشر کارشناس ما بحث نماد بازی‌هاست؛ مثلا اینکه که اصرار می‌کنند که فلان بنا نمای درستی ندارد، یک زمانی کسی توجهی به این موضوع نمی‌کرد، اما حالا هر بنایی را به عنوان نماد فراماسونری فرض می‌کنیم؛ مثلا ۱۹ عدد بهائیت است، آیا کسی نباید از ۱۹ استفاده کند؟!

حاجی‌حیدری در پایان سخنان خود اظهار داشت: اینکه بدانیم و متوجه باشیم خوب است اما اینکه یک کارشناس به «تیر برق» گیر دهد دیگر افراط است و درست نیست، نمادها می‌توانند تاثیر جادویی داشته باشند؛ اما نباید به این موضوع افراطی نگاه کرد.

مصرف شش برای شکر و چهار برابر نوشابه

*** مصرف شش برای شکر و چهار برابر نوشابه در ایران در مقایسه با اروپا
وی در بخش دیگر این گفت‌وگو درباره ضعف «فرهنگ‌سازی» در ایران اظهار داشت: به‌عنوان در موضوع مصرف نان، ایرانی‌ها شش برابر کشورهای دیگر مصرف نان دارند، به علاوه شش برابر شکر، چهار برابر نوشابه، دو برابر نمک و سه برابر اروپاییان دارو مصرف می‌کنیم، در مقابل میزان مصرف غذاهای سالم در میان ایرانیان کم است؛ به‌عنوان مثال در مورد شیر، یک سوم، سویا یک بیستم، میوه و سبزیجات یک چهارم و ماهی یک سوم استاندارد جهانی مصرف می‌کنیم.

*** وزارت بهداشت پاسخ‌گوی نحوه هزینه‌کرد بودجه مبارزه با دخانیات نیست


نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با یادآوری پاسخ‌گو نبودن و عدم اطلاع‌رسانی صحیح وزارت بهداشت در قبال بودجه‌هایی که برای مبارزه با مصرف مواد دخانی در اختیارش قرار گرفته است، گفت: این وزارت‌خانه صرفاً اعلام می‌کند که بودجه مزبور را صرف مراکز مبارزه با ترک اعتیاد کردیم.

نماینده مردم تهران در مجلس

نماینده مردم تهران در مجلس می‌گوید: طبیعی است مدیری که منزلش متری 25 میلیون تومان است نپذیرد که برای مسکن مهر که به اندازه انباری خانه‌اش است هزینه‌ای به کشور تحمیل شود.

از فرمایشات امام علی (علیه السلام)

اي مالك !
بدان مردم اغلب بی انصاف و بي منطق و خود محورند، آنان را ببخش .

اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگيزه های پنهان متهم می كنند، ولی مهربان باش.

اگر شريف و درستكار باشی فريبت می دهند ، ولی شريف و درستكار باش.

نيكي های امروزت را فراموش می كنند، ولی نيكوكار باش .

بهترين های خودت را به ديگران ببخش ،حتی اگر اندك باشد .

در انتها خواهی ديد آنچه مي ماند ميان تو و خداي توست، نه ميان تو و  مردم...

از فرمایشات امام علی (علیه السلام) - نهج البلاغه

داستان ملا کاظم ساروقی و نتایج کسب روزی حلال و مراقبت

داستان ملا کاظم ساروقی و نتایج کسب روزی حلال و مراقبت

یک شبه حافظ قرآن شدم

كربلایی كاظم ساروقی در محدوده ی سال 1262 هجری شمسی در ساروق كه یكی از روستاهای نزدیك به اراك به دنیا آمد. آنگونه كه در شرح حال او بیان شده او در رعایت شرعیات بسیار دقیق بود و در بخشندگی دستی باز و با سخاوت داشت. او به دلیل مشكلاتی مالی كه نتوانست به تحصیل بپردازد و سواد خواندن و نوشتن هم نداشت. برای نمونه در پرداخت زكات به مستمندان باید یك دهم گندم پرداخت شود ولی او گاهی نیمی از گندم خود را به فقرا می بخشید و اخلاص در بخشش و پاكی دل كربلایی كاظم ساروقی باعث شد تا در یك شب بنا بر مشیت خاص حضرت احدیت قرآن در سینه ی او جای بگیرد و او یك شبه حافظ كل كلام حضرت حق گردد.

آن بزرگی که در سن پیری حافظ کل قرآن شد از حرام پرهیز کرد. در زمان آیت الله بروجردی(ره) ملا کاظم ساروقی برای کسی کار می کرد که او خمس و زکات مالش را پرداخت نمی کرد. گفت من برای تو کار نمی کنم تو مالت حلال و پاک نیست. بالاخره باعث شد آن بنده خدا توبه کرد و زمینش را در اختیارش قرار داد. ملا کاظم ساروقی یک آدم کشاورز و روستازاده ای منتهی دل پاکی داشت.

به سختی تمام سه چهار من گندم را پاک می کند که ببرد به فقراء بدهد در راه وارد امامزاده هفتاد و دو تن می شود. وضو می گیرد و زیارتی می کند می بیند یک بزرگواری با دو نفر آمدند . از او سوال می کنند آقا کاظم زیارت رفتی؟

گفت بله من رفتم.

گفتند: نمی خواهی همراه ما زیارت بروی؟

جواب می دهد: بله همراه شما می آیم.

می گوید همراه این سادات آمدم امامزاده گفتند زیارتنامه بخوان. گفتم آقا من بلد نیستم سواد ندارم.

یکی از بزرگواران گفت اشکالی ندارد این خطوطی که دور گنبد نوشته  شده من که می خوانم شما دنبال سر من بخوان . گفتم چشم. دیدم خطوط سبزی دور تا دور این گنبد امامزاده نوشته شد من هم شروع کردم دنبال سر ایشان خواندن بعد از مدتی نگاه کردم دیدم هیچ کس نیست من خودم یک چیزهایی بلدم. می گوید گندمها را برداشتم آوردم ده ، از ملای محل پرسیدم که من اینهایی که بلد شدم چگونه است؟ من شروع کردم بخواندن .و حافظ قرآن شده بودم .

از عنایت حضرت صاحب الزمان(عج) قلب این آدم بی سواد ولی حلال خوار را خدا نورانی کرد و شد حافظ کل قرآن.
به ملا کاظم یک کتاب عربی می دادی بلد نبود بخواند ولی هرکجا که آیه قرآن بود دست می گذاشت روی آن، اگر سوال می کردند از کجا می فهمی که آیه قرآن است؟ می گفت آیه قرآن نورانی است نور دارد. این آیه نور می دهد ولی این خط عربی دیگر نور ندارد.

از اول قرآن حفظ بود به آخر و از آخر هم می خواند به اول، در حالیکه قراء و دیگر حافظان از این طریق عاجزند .

قرآن را  از آخر بخوانی به اول، این را دیگر  به قول ملا نظر کرده بودن و حلال خوری باعث شده بود.

هر که به جان ارزد ...

آرام بـاش  

((   هر که از سوی خدا به جان ارزد ، از ما نیز به نان ارزد   ))

داستان دختر شاهزاده فراری و  میرداماد طلبه جوان

شب طلبه جوانی به نام محمد باقر در اتاق خود در حوزه علمیه مشغول مطالعه بود به ناگاه دختری وارد اتاق او شد در را بست و با انگشت به طلبه بیچاره اشاره کرد که ساکت باشد. دختر گفت: شام چه داری؟ طلبه آنچه را که حاضر کرده بود آورد و سپس دختر در گوشه ای از اتاق خوابید و محمد به مطالعه خود ادامه داد.

از آن طرف چون این دختر فراری شاهزاده بود و بخاطر اختلاف با زنان دیگر از حرمسرا فرار کرده بود لذا شاه دستور داده بود تا افرادش شهر را بگردند ولی هر چه گشتند پیدایش نکردند.

صبح که دختر از خواب بیدار شد و از اتاق خارج شد ماموران شاهزاده خانم را همراه محمد باقر به نزد شاه بردند شاه عصبانی پرسید چرا شب به ما اطلاع ندادی و ... . محمد باقر گفت: شاهزاده تهدید کرد که اگر به کسی خبر دهم مرا به دست جلاد خواهد داد. شاه دستور داد که تحقیق شود که آیا این جوان خطائی کرده یا نه؟ و بعد از تحقیق از محمد باقر پرسید چطور توانستی در برابر نفست مقاومت نمائی؟ محمد باقر 10 انگشت خود را نشان داد و شاه دید که تمام انگشتانش سوخته و ... . لذا علت را پرسید طلبه گفت: چون او به خواب رفت نفس اماره مرا وسوسه می نمود  

هر بار که نفسم وسوسه می کرد یکی از انگشتان را بر روی شعله سوزان شمع می گذاشتم تا طعم آتش جهنم را بچشم و بالاخره از سر شب تا صبح بدین وسیله با نفس مبارزه کردم و به فضل خدا، شیطان نتوانست مرا از راه راست منحرف کند و ایمان و شخصیتم را بسوزاند.

شاه عباس از تقوا و پرهیز کاری او خوشش آمد و دستور داد همین شاهزاده را به عقد میر محمد باقر در آوردند و به او لقب میرداماد داد و امروزه تمام علم دوستان از وی به عظمت و نیکی یاد کرده و نام و یادش را گرامی می دارند. از مهمترین شاگران وی می توان به ملا صدرا اشاره نمود.

نفس اماره یکی از عواملی است که انسان را به ارتکاب گناه وسوسه می کند. قران کریم می فرماید: نفس اماره به سوی بدیها امر می کند مگر در مواردی که پروردگار رحم کند «سوره یوسف آیه 53» انسانهایی که در چنین مواردی به خدا پناه میبرند خداوند متعال آنها را از گزند نفس اماره حفط می کند و به جایگاه ارزشمندی می رساند.

حدیث امام زمان عج الله

 قالَ المهدی علیه السلام:  

إنَّ اللهَ مَعَنا، فَلا فاقَهَ بِنا إلی غَیْرِهِ، وَالْحَقُّ مَعَنا فَلَنْ یُوحِشَنا مَنْ قَعَدَ عَنّا. 


خدا با ما است و نیازی به دیگران نداریم; و حقّ با ما است و هر که از ما روی گرداند باکی نداریم.