فاش میگویم و ...
|
فاش میگویم و از گفته خود دلشادم |
بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم |
|
|
طایر گلشن قدسم چه دهم شرح فراق |
که در این دامگه حادثه چون افتادم |
|
|
من ملک بودم و فردوس برین جایم بود |
آدم آورد در این دیر خراب آبادم |
|
|
سایه طوبی و دلجویی حور و لب حوض |
به هوای سر کوی تو برفت از یادم |
|
|
نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار |
چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم |
|
|
کوکب بخت مرا هیچ منجم نشناخت |
یا رب از مادر گیتی به چه طالع زادم |
|
|
تا شدم حلقه به گوش در میخانه عشق |
هردم آید غمی از نو به مبارکبادم |
|
|
گر خورد خون دلم مردمک دیده سزاست |
که چرا دل به جگرگوشه مردم دادم |
|
|
پاک کن چهره حافظ به سر زلف ز اشک |
ور نه این سیل دمادم ببرد بنیادم |
+ نوشته شده در ۱۳۹۴/۰۵/۱۸ ساعت توسط محمد علی فاطمی احسان
|